مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
خورشید سوخت از غم و فردا یتیم شد چـشم و چـراغِ نـوح و مسیـحا یتیم شد زهری گرفت، از حسنِ عسکری نفس صـاحـب عـزایِ روضهٔ بـابـا یتـیم شد بالا سرش به گریه نشست و عزا گرفت مـاهِ ربـیـع، حـضـرتِ مـولا یـتـیـم شد پـشـت و پـنـاهِ مـنـجیِ عـالـم شهـید شد تـنـهـا نـه سـامـرا؛ هـمـه دنـیـا یتیم شد ای جمکران سیاه بپوش و به سر بزن آمـد خـبـر که مـهـدیِ زهـرا یـتـیـم شد گریه کنان امامِ زمان بی کس و غریب زد بیپـنـاه؛ خـیـمه به صحرا، یتیم شد تنهـاییاش شروع شد از پـنـج سـالگی آقـایِ غـایـب از نـظـرِ مـا یـتــیـم شـد! |